محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6679
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شان كرد كه معدن حكمت و وارثان نبوت و محل خلافت شدند و فضيلتشان را مقرر داشت و بندگان را به اطاعتشان ملزم داشت . بيشتر عشيرهء پيمبر به معاندت و مخالفت و تكذيب و مقابلهء وى پرداختند ، وى را آزار و تهديد كردند ، دشمنى كردند ، به نبرد وى رفتند ، كسانى را كه سوى او مىخواستند رفت باز مىداشتند ، پيروان وى را شكنجه مىكردند از آن جمله كسى كه در دشمنى و مخالفت از همه سختتر بود و در هر نبردى پيش قدم بود و هر پرچمى بر ضد اسلام بالا مىرفت از آن وى بود و در همه نبردها از بدر و احد و خندق و فتح ( مكه ) سالار و سر بود ابو سفيان بن حرب بود و يارانش از بنى اميه كه در كتاب خداى لعنت شدهاند پس از آن نيز در چند محل و مورد بر زبان پيمبر خداى لعنت شدهاند كه نفاق و كفرشان در علم خداى مقرر شده بود . ابو سفيان نبرد كرد ، مخالفت آورد ، دشمنى كرد تا وقتى كه شمشير او را مقهور كرد و كار خدا غلبه يافت و آنها خوشدل نبودند ، پس به گفتار مسلمان شد ، نه به دل ، كه در نهان كافر بود و از آن دل نكنده بود ، پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم او را بدين گونه مىشناخت ، مسلمانان نيز ، و او را جزو المؤلفة قلوبهم آورد و او را و پسرش را با علم به احوالشان پذيرفت ، از جمله لعنتها كه خدايشان ، به زبان پيمبر خويش صلى الله عليه و سلم كرد و در كتاب خويش آورد اين بود كه : ( 58 « * ( وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ في الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً 17 : 60 ) * [ 1 ] . » « يعنى : . . . با درخت ملعون كه در قرآن هست ( جز براى امتحان مردم ) نكردهايم ، بيمشان مىدهيم اما جز طغيان سخت نمىفزايدشان . و هيچكس اختلاف ندارد كه از اين آيه بنى اميه را منظور داشت . « و هم از آن جمله گفتار پيمبر خداست كه وقتى ابو سفيان را ديد كه بر خرى مىآيد و معاويه خر را مىكشد و يزيد پسرش آن را مىراند فرمود : « خداى كشنده و سوار و راننده را لعنت كند . »
--> [ 1 ] سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيه 60 .